1 1 ای در 1
مقدمه
آنچه ما را به نابودی خواهد کشاند از این قرار است: سیاست بدون اصول، لذت بدون وجدان، علم بدون شخصیت و تجارت بدون اخلاق" مهاتما گاندی
این سخن گاندی که به چهار وجه زندگی امروزین انسان مدرن ، بعدی روانشناختی و ذهنی داده است، می تواند بیش از هر چیز استواری اصول و مبانی جهان مدرن و توسعه یافته را بر مبنای "منش و شخصیت فردی " انسان نمایان سازد.
در این میان دو بعد سیاست و اقتصاد که پایه گذار دو میل اشتها ناپذیر انسان برای دستیابی به قدرت و ثروت در دنیای امروزین هستند از آن دو دیگر از اهمیتی فزون تر برخوردار است . به ویژه آنکه تاکید بر وجود رابطه تنگاتنگ میان تجارت و اخلاق به عبارتی می تواند در بردارنده این نکته مهم و اساسی باشد که نحوه کسب و کار و تجارت در هر جامعه می تواند مرز میان اخلاق و بی اخلاقی را در آن جامعه تعیین کند .
در یک نگاه عام، گر چه در جامعه ی ما، از "اخلاق" به ویژه از پایگاه دینی یاد می شود، ولی متاسفانه آنچه رفته رفته در سالیان اخیر در کشور ما در مقام عمل مشاهده می شود، این واقعیت است که تعداد مردم اخلاق ـ محور و شاغلان و مسئولان واقعا اخلاقی به تدریج تحلیل رفته است. بر عکس در غرب، از حدود نیم قرن پیش، در فلسفه ی اخلاق و مدتی پس از آن در اخلاق حرفه ای، دروس دانشگاهی و کنگره ها و کنفرانس های گوناگون و پژوهش های مختلف بر پا شده و انجام می شود و فارغ التحصیلان دانشگاه در سطوح مختلف و حرفه های گوناگون فعالیت می کنند و شاخصه های اخلاق مصوب انجمن های تخصصی را در انواع مشاغل به کار می بندند
انسان، خواهان موفقیت است. از آن جا که موفقیت فرد در زندگی شخصی، شغلی و اجتماعی با الگوهای رفتار ارتباطی وی وابسته است، تصحیح این الگوها نیز نقش اساسی در کسب موفقیت دارد. موفقیت در پرتو ارتباط درست و آسان انسان با خود و دیگران کسب میشود؛ زیرا انسان به طور دائم در تعامل با خود و دیگران است. انسان موجودی اجتماعی است و امروزه با توسعة شگفتانگیز جوامع، انسانها در تعامل با انبوهی از سازمانهای گوناگون قرار دارند و این امر ارتباط انسانها را با یکدیگر و با سازمانها و ارتباط متقابل سازمانها را باهم به شکل قابل توجهی پیچیده کرده است. به رغم این پیچیدگیها، همه خواهان ارتباط آسان و درست با یکدیگرند؛ زیرا آسایش و آرامش را در پرتو آن مییابند. این ارتباط درست و آسان چگونه پدید میآید؟
ارتباطی درست و آسان خواهد بود که موجه و برخوردار از دلیل منطقی باشد. منطقی فکرکردن و اخلاقی عمل نمودن کلید سعادت و آسایش انسانها است. صرفنظر از نتیجة رفتار - که ممکن است به ظاهر ناخوشایند باشد و مسلماً در درازمدت صحت، صلاح و خوشایندی خود را نشان خواهد داد - همینکه عملی مستدل، موجه و اخلاقی باشد، آسایش خاطر و راحتی وجدان را درپی دارد.
ترویج الگوهای ارتباطی درست و اصول اخلاقی، نیاز مبرم جوامع امروزی است. کیست که در ارتباط با خود و با خانواده و افراد جامعه خواهان حفظ حرمت و آزادی نباشد و مگر نه این است که رفتار اخلاقی است که حافظ حرمت و آزادی معقول انسانها است و مگر نه این است که اگر بنا به ضرورتهای فردی و اجتماعی به فرد یا سازمان و ادارهای مراجعه کنیم، مهمتر از گرفتن پاسخ مثبت برای خواسته و نیازمان، خواهان پاسخ محترمانه هستیم؟ تیرگی خاطر ناشی از بیحرمتی را حتی با گرفتن پاسخ مثبت نمیتوان زدود، چه رسد به اینکه پاسخ، منفی هم باشد و شیرینی حفظ حرمت را -ـ هر چند پاسخ منفی باشد -ـ نمیتوان پوشاند
اصول اخلاقی می بایست بر فعالیت های ارادی انسان حاکم باشد و از طرفی تجارت یک فعالیت ارادی است. بنابر این اصول اخلاقی باید بر فعالیت های تجاری انسان نیز حاکم باشد. برخی تصور می کنند برای رعایت اصول اخلاقی تجارت کافی است که از قانون پیروی کنند. این تصور غلط است زیرا تعهد اخلاقی برای رعایت قانون تا زمانی وجود دارد که قانون مستلزم رفتارهای ناعادلانه نشود. عدم رعایت اصول اخلاقی می تواند منافع کوتاه مدتی را برای شرکت ها ایجاد کند اما با گذر زمان، رفتارهای ناپسند، به منافع مالی شرکت ضربه وارد می کنند. هدف نهایی اصول اخلاقی آن است که مجموعه ای از استانداردهای اخلاقی را پدید آورد که حفظ و بکارگیری آنها منطقی باشد. رواج اخلاق تجارت، نتایج مثبتی از جمله توسعه پایدار از طریق ، کاهش مصرف منابع تجدید ناپذیر، مقررات بهداشتی، حفاظت محیط زیست، مشتری مداری، جلوگیری از تبلیغات فریبنده و نظیر آن را در پی داشت.
منبع 1 rasekhoon.net.www
تعریف و مفهوم اخلاق
در انگلیسی واژه اتیکس (ethics)معنی منش و عادت و مورالز ( (morals به معنی عادات بجای اخلاق بکار می رود گر چه واژه های مذکور به جای هم دیگر بکار می رود اما در معنای دقیق آن تفاوت هایی با یک دیگر دارند نظام هایی از ارزشها و عادتهایی ( قواعد و استاندارد های رفتاری ) که در زندگی گروه ی خاصی از انسانها تحقق یافته است به عنوان اخلاق(اتیکس) این گروه توصیف می شود مانند اخلاق خانواده ، اخلاق شرکت و اخلاق حرفه ای . اما مورالز شخصیت فردی را تعیین می کند
تعاریف علم اخلاق
مي کند؛ مشکلات ديگران را مشکل خود مي داند.
منبع 2 www.notary.ir
نتیجه گیری
در ابتدا مفهوم اخلاق حرفه اي به معناي اخلاق کار و اخلاق مشاغل به کار مي رفت. امروزه نيز عده اي از نويسندگان اخلاق حرفه اي، از معناي نخستين اين مفهوم براي تعريف آن استفاده مي کنند. اصطلاحاتي مثل work ethics يا professional ethics معادل اخلاق
کاري يا اخلاق حرفه اي در زبان فارسي است.(3) تعريف هاي مختلفي اخلاق حرفه اي ارائه شده است:
الف) اخلاق کار، متعهد شدن انرژي ذهني و رواني و فيزيکي فرد يا گروه به ايده جمعي است در جهت اخذ قوا و استعداد دروني گروه و فرد براي توسعه به هر نحو؛
ب) اخلاق حرفه اي يکي از شعبه هاي جديد اخلاق است که مي کوشد به مسائل اخلاقي حرفه هاي گوناگون پاسخ داده و براي آن اصولي خاص متصور است.
ج) اخلاق حرفه اي به مسائل و پرسش هاي اخلاقي و اصول و ارزش هاي اخلاقي يک نظام حرفه اي مي پردازد و ناظر بر اخلاق در محيط حرفه اي است.
د) مقصود از اخلاق حرفه اي مجموعه قواعدي است که بايد افراد داوطلبانه و بر اساس نداي وجدان و فطرت خويش در انجام کار حرفه اي رعايت کنند؛ بدون آن که الزام خارجي داشته باشند يا در صورت تخلف، به مجازات هاي قانوني دچار شوند.
هـ) اخلاق فردي، مسئوليت پذيري فرد است در برابر رفتار فردي خود، صرفاً به منزله يک فرد انساني، و اخلاق شغلي، مسئوليت پذيري يک فرد است در برابر رفتار حرفه اي و شغلي خود، به مثابه صاحب يک حرفه يا پست سازماني.
و( اين اخلاق، دربرگيرنده مجموعه اي از احکام ارزشي، تکاليف رفتار و سلوک و دستورهايي براي اجراي آنهاست.
ز) اخلاق حرفه اي، به منزله شاخه اي از دانش اخلاق به بررسي تکاليف اخلاقي در يک حرفه و مسائل اخلاقي آن مي پردازد و در تعريف حرفه، آن را فعاليت معيني مي دانند که موجب هدايت فرد به موقعيت تعيين شده همراه با اخلاق خاص است.
در تعريف اخلاق حرفه اي به موارد زير اشاره شده است:
1. اخلاق حرفه اي رفتاري متداول در ميان اهل يک حرفه است.
2. اخلاق حرفه اي مديريت رفتار و کردار آدمي هنگام انجام دادن کارهاي حرفه اي است.
3. اخلاق حرفه اي رشته اي از دانش اخلاق است که به مطالعه روابط شغلي مي پردازد.
4. اخلاق حرفه اي عبارت است از مجموعه اي از قوانين که در وهله اول از ماهيت حرفه و شغل به دست مي آيد.
در بيشتر تعريف هايي که از اخلاق حرفه اي شده است، دو ويژگي ديده مي شود: الف) وجود نگرش اصالت فردي و فرد گرايي؛ ب) محدود بودن مسئوليت ها و الزامات اخلاقي فرد در شغل، که به نظر مي رسد اين نگاه به اخلاق حرفه اي، نوعي تحويلي نگري و تقليل دادن اخلاق حرفه اي است؛ زيرا هويت جمعي و سازماني در نهادهاي مشاغل در کسب و کار، بسي فراتر از شغل فردي اشخاص است. با توجه به همين ديدگاه بود که در اين اواخر نيز بحث از اخلاق حرفه اي در منابع مديريتي و بيشتر در آثار و مباحث مربوط به مديريت منابع انساني مطرح مي شد.
امروزه با توجه به همين مورد، در مفهوم جديد از اخلاق حرفه اي، به مسئوليت هاي اخلاقي بنگاه و سازمان اشاره مي شود که جامع تر از تعريف سنتي است. در اين نگاه، بنگاه به منزله يک شخصيت حقوقي دو گونه مسئوليت دارد: الف) مسئوليت هاي حقوقي کيفري؛ ب) مسئوليت هاي اخلاقي که مسئوليت هاي اخلاقي بنگاه بسيار پيچيده تر از مسئوليت هاي اخلاقي فردي- شخصي و فردي – شغلي است. به عبارت ديگر، مسئوليت هاي اخلاقي بنگاه شامل همه اضلاع و ابعاد سازمان مي شود و اخلاقيات شغلي را نيز در بر مي گيرد(12) البته اخلاق حرفه اي افزون بر اخلاق کار، حقوق کار را نيز در بر مي گيرد.
منبع 3 maaref.ac.ir
منابع:
rasekhoon.net.www
www.notary.ir
maaref.ac.ir
گرداورنده: پروانه فردوسی، دانشجوی کلاس اخلاق حرفه ای
برچسب:
نویسنده: میلاد نوروزی